عجب صبری خدا دارد
به مناسبت عنوان وبلاگم این شعر را آماده نمودم انشاء الله مورد استفاده قرار گیرد.

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را می دیدم
جهان را با همه زیبایی و زشتی
بروی یکدگر ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم
بر لب پیمانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده
پاره پاره در کف زاهد نمایان
سبحه صد دانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان
هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سراپای وجود بی وفا معشوق را
پروانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
بعرش کبریائی با همه صبر خدایی
تا که می دیدم عزیز نابجائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد
گردش این چرخ را
وارونه بی صبرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش
بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد
وگرنه من جای او چو بودم
یکنفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد ؟! ....
عجب صبری خدا دارد ؟! ....
معینی کرمانشاهی
---------------------------
* احمد باقریان
میروم در کربلا تا نهضتی بر پا کنم *** مکتب اسلام ناب احمدی احیا کنم
میروم در کربلا با زینب و زین العباد *** تا جنایات یزید دون صفت افشا کنم
میروم در کربلا با کودک و پیر و جوان *** جملگی در راه ذات ایزدی اهدا کنم
میروم در کربلا بر پا نمایم نهضتی *** باز بر پا پرچم احمد شهِ بطحا کنم
میروم در کربلا همچون علی شیر خدا *** تا که از دیوار کعبه سرنگون بتها کنم
میروم در کربلا با عاشقان کوی دوست *** باز احیا راه و رسم مادرم زهرا کنم
میروم در کربلا با نوجوانان رشید *** جملگی قربان به راه حضرت یکتا کنم
میروم در کربلا با اکبر و عباس و عون *** تا که منشور فضیلت را به خون امضا کنم
میروم در کربلا با انقلابی خون فشان *** تا که طاغوت جنایتکار را رسوا کنم
میروم در کربلا با اصغر شیرین زبان *** تا که خونین کربلا همچون دل صهبا کنم
میروم در کربلا با نهضت خونبار خویش *** روز روشن بهر دشمن چون شب یلدا کنم
میروم در کربلا با اکبر رعنا جوان *** تا که قربان در ره حق زاده لیلا کنم
میروم در کربلا تا دفتر عشق و شرف *** سطر سطرش را به خون خویشتن امضا کنم
میروم در کربلا در جبهههای عشق و خون *** لالهگون از خون پاکم دامن صحرا کنم
میروم در کربلا با سالکان کوی عشق *** رزم در آن سرزمین با لشکر اعدا کنم
میروم در کربلا با شیر مردانی دلیر *** جان فدای راه حق در روز عاشورا کنم
میروم در کربلا تا «باقر» دیوانه را *** همچو دیگر عاشقانم واله و شیدا کنم
هلال ماه محرم
* احمد باقریان
«تضمینی از شعرایت الله صافی گلپایگانی»
شروع گفته به نام عظیم یکتا شد *** سخن به نام خداوند پاک املا شد
ببین شروعِ قیامی سترگ و عظما شد *** «هلال ماه محرم ز نو هویدا شد
بیا که رایت سلطانِ عشق بر پا شد» *** بیا که سرّ قیام حسین افشا شد
قیام پاک حسین اسوه بهرِ فردا شد *** بیا که جان به ره پاک دوست اهدا شد
«بیا که رایت سلطان عشق بر پا شد *** بیا که ایت فتح و ظفر هویدا شد»
بیا بیا تو بشو عبد حضرت باری *** بیا و مکتب اسلام را نما یاری
ز بهر مکتب دین کن بسی تو غمخواری *** «درآ به مکتب حرّیت و فداکاری
بیا که دین ز قیام حسین بر پا شد» *** ببین که کاخ ستمکارِ دون شده معدوم
ببین که عاقبتِ ظلم و جور شد بس شوم *** زوال دولت ظلم و ستم بود مختوم
«شعار باطل و ظلم و ستم شده محکوم *** بیا که جلوه توحید عالم آرا شد»
اگر که پیرو اسلام و دین و قرآنی *** اگر که خصم طواغیت و ظلم و شیطانی
اگر که عبد خداوند پاک و سبحانی *** «اگر که حامی حقی و یار قرآنی
بیا که پرچم دین و جهاد برپا شد» *** نمای ترک خور و خواب و عیش و راحت و بزم
برای حفظ فضایل شده است موسم رزم *** برو به رزم ددان ای پسر به عزمی جزم
«به ملک غیرت و جانبازی و اراده و عزم *** شهید کرب و بلا قهرمان دنیا شد»
سعید گشت هر آن کس شنید پند حسین(علیه السلام) *** شهید راه خدا هست پایبند حسین(علیه السلام)
یزیدیان زمان از پی گزند حسین(علیه السلام) *** «به دشت ماریه از همت بلند حسین(علیه السلام)
کتاب همّت و ایمان و صبر معنا شد» *** زوال دولت طاغوت شد، نما شادی
ز انقلاب حسین هر زمان نما یادی *** دوباره مکتب و دین یافت عزّ و آبادی
«حسینِ عدل و فضیلت، حسینِ آزادی *** فدای دین خدا در هجوم اعدا شد»
فدای مکتب پاک حسین شود جان ها *** گدای درگه اویند بس سلیمانها
نموده نهضت او طرد راه شیطانها *** «بزرگتر سند افتخار انسانها
از این مجاهده بینظیر انشا شد» *** ز انقلاب حسین شامِ دین شده چون روز
گذشت فصل زمستان دین، شده نوروز *** شنیدم این سخن نغز از دلی پرسوز
«در این جهان مقدس حسین شد پیروز *** یزید ننگ بشر گشت و خوار و رسوا شد»
ز انقلاب حسین زنده شد ز نو ایین *** ببین که مکتب ظلم و فساد شد تدفین
به ظهر عشق به درگاه حق نهاد جبین *** «فدای رهبر لب تشنهای که در ره دین
غریب و بیکس و تنها به سوی هیجا شد» *** فدای مکتب دین کرده او تمامِ یلان
فدایی ره حق ساخت طفل و پیر و جوان *** به راه دین الهی فدا نموده جان
«دریغ و درد که در کربلا ز جور خسان *** جدا سر از تن پاک عزیز زهرا شد»
به ظلم و ظالم و جبار و اهل کین شورید *** ببین که ریشه ظلم از قیام او پوسید
ز خاک پاک حسین بس گل شرف روئید *** نگشت تابع ظالم که ظلم را کوبید
«اگر چه رنج و بلایش فزون ز اِحصا شد» *** فدا نمود حسین، جان به راه پاک خدا
نمود اکبر و اصغر به راه حق اهدا *** سرود «باقر» بیچاره ایت عظما
«بنال (لطفی صافی) که روز عاشورا *** ز خون پاک شهیدان چو عید اضحی شد».
***
یا اباالفضل العباس
* مهری حسینی
کاش دستم تا زمین کربلا پر میکشید *** تا کنار دشت سرسبز خدا پر میکشید
گفتم احساس دلم را نذر دستش میکنم *** نذر دستانی که از دنیا رها پر میکشید
دستها در خون شناور بود و باران عطش *** بر فراز لالهزار کربلا پر میکشید
دستها جاری شد و در زیر نعش مشک او *** عطر دستانش به کام خیمهها پر میکشید
تشنگی هم با تمام گرمی احساس خود *** دل به دریا داد و اشکش بیصدا پر میکشید
وقتی از ذهن عطش احساس دریا پر کشید *** کاش باران از زمین بیاعتنا پر میکشید
ماه سرخ حسین(علیه السلام)
* غلامرضا عبداللهی
ماه سرخ حسین است و لاله ***ماتم دست عباس دارد
ظهر هر روز صحرای خورشید *** بوی عطر گل یاس دارد
***
زیر این تاق پاک مقدس *** مجلس ماتم شاه دین است
بوی پیغمبر از منبر اید *** جلوه نور حق المبین است
***
باد و بیرق چه زیبا حدیثی *** باز گویند از ماندگاران
از کسانی که جاوید ماندند *** در شرفخانه روزگاران
***
آری اینجا عزای حسین است *** جان و دلها همه کربلایی
روی پیشانی گنبد غم *** دست گلدستههای طلایی
***
در سیه چادر مکتب عشق *** صفحه سرخ تاریخ باز است
راه شام بلا تا مدینه *** سخت سنگین و دور و دراز است
***
مات و مبهوت رود فرات است *** ساحل ابری چشم دریا
دجله و نیل و کارون خروشان *** شاهد عینی خشم دریا
***
کوفه شرمنده بیوفایی *** کربلا وه چه شایستگیها
کار زیبای حرّ ریاحی *** حد والای وارستگیها
***
شهر من غرق اندوه دیرین *** هر چه دیوار دارد سیاه است
این چنار کهنسال غمگین *** قصه پردازِ خورشید و ماه است
***
هر چراغی که اینجا فرو مرد *** گر به یاد حسین خدا خفت
صبح فردای شام غریبان *** آفتاب تو با کربلا گفت
***
صبحدم با غروب ستاره *** در گلوی سحر بغض ترْکید
از تن یاس گل هر چه درد است *** دست مهتاب آهسته برچید
***
باد دیشب به گوش اقاقی *** رفتن باغبان را خبر داد
در بلندای این آشیانه *** مرغ آهنگ بدرود سر داد
***
با نوایی که از ساقه برخاست *** برگ از مرگِ ریشه خبر شد
دید پونه دل نسترن سوخت *** چشم نیلوفر از اشک تر شد
***
زانوی غم به دامان بنفشه *** اطلسی سر در آغوشِ شب بو
سنگِ دلسنگ آخر نیاورد *** از غم مرگِ گل خم به ابرو
***
نم نم اشک در چشم نسرین *** روی گلگونه باران شبنم
بین مینا و مینو اشاره *** ماجرا را به گل گفت کم کم
***
باغ بی باغبان سرد و نالان *** اشک ریزان به سر خاک پاشید
پنجه آه و افسوس و حسرت *** صورت ارغوان را خراشید
***
لادن و کوکب و یاس گریان *** یاسمن همچنان زار میزد
پیچک بیقرار هراسان *** بیامان سر به دیوار میزد
-------------------------------

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم
بجنبد تا رگم در جان علی گویم علی جویم
***
ز پیدا و ز پنهانم همین یک حرف را دانم
که در پیدا و در پنهان علی گویم علی جویم
اگر اهل خراباتم وگر شیخ مناجاتم
به هر آئین ، به هر دستان علی گویم علی جویم ***
علی دین است و ایمانم ،علی درد است و درمانم
چه با درد و چه با درمان علی گویم علی جویم ***
علی حلال مشکل ها ،علی آرامش دلها
کند تا مشکلم آسان علی گویم علی جویم ***
اگر در خانقه افتم وگر در میکده خفتم
به هر معموره و ویران علی گویم علی جویم ***
ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
هم اندر روضه ی رضوان علی گویم علی جویم ***
علی باب الله عرفان ،علی سرالله سبحان
به نور دانش و عرفان علی گویم علی جویم ***
اگر درویش و مسکینم وگر دیندار و بی دینم
چه با کفر و چه با ایمان علی گویم علی جویم ***
اگر تسبیح می گویم وگر زنار می جویم
به هر اسم و به هر عنوان علی گویم علی جویم ***
ز سوره سوره ی قرآن ، ز یاسین و ز الرحمان
به هر آیه ز هر تبیان علی گویم علی جویم ***
اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
چه با وصل و چه با هجران علی گویم علی جویم ***
به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اکبر
به گاه پرسش و میزان علی گویم علی جویم
منبع: www.karballa.ir
دانلود نرم افزارهای کاربردی و علمی وادبی و هنری